حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

حس شیرین زندگی ممممن....پسرم

پسر داشتن حس شیرینیه که من تجربه اش کردم و بارها خدا رو به خاطرش شکر میکنم.... دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم...... که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم. اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم،  با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده ....... وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم...
27 فروردين 1394

مادر....

مادر، دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا. آن‌گاه که مادر، گهواره را تکان می‌دهد ، عرش خدا به لرزه درمی‌آید. و همه‌ی فرشتگان سکوت می‌کنند تا زیباترین سمفونیِ هستی را بشنوند: لالایی مادر بچه عجیب ترین موجود دنیاست، می آید، مادرت می کند، عاشقت می کند، رنجی ابدی را در وجودت می کارد، تا آخرین لحظه عمر عاشق نگهت می دارد، و تمام...! به گمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست؛ وقتی مادر میشوی، رنجی ابدی به سراغت می آید، رنجی نشأت گرفته از عشق... مادر که میشوی، می خواهی جهان را برای فرزندت آرام کنی، می خواهی بهترین ها را از آن او کنی، وقتی می خزد، چهار دست و پا می رود، راه می رو...
19 فروردين 1394

بابای آچارفرانسه....!!!

سلااااامممممممممم سلام به یکی یکدونه و چراغ خونه ی ممممممممن بازم مامان اووووووووووووووومد!!! میخوام یه چیزی رو برات تعریف کنم که کلی بخندی میدونی که مامان چقدددر وسواس تشریف دارن وقتی از مسافرت برگشتیم همه چیز رو شستم حتی از کیف تبلت شما نگذشتم به خاطر همین کیف تبلتت بر اثر شستشو مقوای داخلش خراب شدومن شدم یه مامان شرمنده ؛فکر میکردم که دیگه باید یکی دیگه بخریم آخه معمولی هم نبود و تقریبآگرون خریده بودیم نسبت به بقیه مارک ها، اما ................... بابای پرتوان ؛رسید به داد این ناتوان از اون جایی که بابا توی خونه مثل آ...
18 فروردين 1394

سفرنامه نوروزی 94...دلیجان(استان مرکزی)

به او بگویید دوستش دارم . ... به او که بهانه ام برای زیستن است..... به او که قشنگترین اتفاق قصه زندگیم است..... سلااااااااااااااااااااااااااااامممممممم سلامی گرم و بهاری به عشق مادر امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشی؛یه مادرجز سلامتی و دلخوشی فرزندش چیز دیگه ای نمیخواد؛منم همین رو برات دنیا دنیاآرزو دارم. همون طورکه قبلا گفته بودم شما و بابا دوست داشتید که ایام عید بریم مسافرت؛اما من به خاطر شلوغی جاده ها و شهرها اصلا دوست نداشتم اما دوبه یک شما بردید.! مخصوصآوقتی عمو امین و عمه حدیث اینا باهم رفتن دلیجان؛که دوسال پیش  هم ماباهاشون...
15 فروردين 1394

حال و هوای شهرباران های نقره ای توی عید

زندگی تعداد نفس ها نیست زندگی تعداد لبخند های کسانیست که دوستشان داریم سلام پسرنازمامان این روزها حال و هوای شهربارانی ما بوی عیدوبهارداره،شهرآماده شده برای مسافران نوروزی. به همین خاطرامروزظهر سرفرصت بردمت پارک ملت خودمون و کلی عکس ازت انداختم؛ میدونی که مامان ازهرفرصتی استفاده میکنه،چون عاشق عکس گرفتن ا زوروجکشه ؛تا توی دفترخاطرات کودکیت ثبتش کنه. خونه سنتی سرخیابون ماپرشده از مهمان های نوروزی.بهاریعنی شورو شوق زندگی؛گل های بنفشه و لاله که توی پارک فراوونه .الهی که دلت همیشه بهاری ، بهاری باشه. مهمون های عزیزبه شهر باران ما خوش اومدید.   امروز صدو چ...
10 فروردين 1394

دیدوبازدید عید...

زندگی می گذرد آنچه بگذشت نمی آید باز قصه ای هست که هرگز نتوان شد تکرار آنچه میماند از این عهد بجای خاطراتسیت به بلندای خیال سلام هدهد مممممممن صدتا سلام به روی ماه پسرنازمامان،آرزودارم چندروزسپری شده ازسال جدید بهت خوش گذشته باشه. توی چندروزگذشته هم مهمون داشتیم و هم چندجایی رفتیم عیددیدنی،یکیش خونه دایی عموی عزیزبود که مثل هرسال دسته جمعی با خانواده بابا رفتیم خیلی هم خوش گذشت. امروزهم دخترخاله مادرجون اینا ازتهران اومده بودن که من برای کمک رفتم؛ چقدرخوبه همیشه دورهم باشیم و بخندیم.دیدارشون خاطره مادربزگ و خاله عزیز روبرامون زنده کرد .گفتندیادش بخیروقتی فرزان...
9 فروردين 1394

اولین جمعه نودو چهاری...قصربازی

پیامبر صلی الله علیه و آله : اگر مى توانید هر روز را نوروز کنید؛ یعنى در راه خدا به یکدیگر هدیه بدهید و با یکدیگر پیوند داشته باشید. دعائم الاسلام/ج6/ص326 گويند سلام طلائي ترين کليد براي صعود به تالار آشنائي هاست  صميمي ترين سلام تقديم تو باد . . . سلام....................به هدهدخونه من خوبی پسرنازمن؟ازخدامیخوام درهرزمان که داری اینارو میخونی لبخندروی لبات ودلت شادباشه چقدرزمان زودمیگذره حنی جونم،چشم به هم زدیم و یه هفته از سال گذشت اولین جمعه نودو چهاررسید،آغازسال بهمون خوش نگذشت،همش خونه تنهاموندی و مارفتیم مراسم؛واسه همین منو بابا تص...
7 فروردين 1394

اندراحوالات اولین روزهای عید...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﯼ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ.... ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ. ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷﺮ ﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ ﯾﮏ ﺳﺮﺍﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ  ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد.………. زندگی کن ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ . ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ .... ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ . ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ .... ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ .... ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ...
6 فروردين 1394

سال 1394 مبارک

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک حنان نازمامان عیدت مبارک صدسال به این سالها عزیزدل مادر   این عید به نور فاطمیه زیباست روزیه تمام سال من با زهراست با بردن نام فاطمه فهمیدم سالی که نکوست از بهارش پیداست در پناه مهدی فاطمه باشید.   ...
1 فروردين 1394
1